قرار جلب

قرار جلب | وکیل امداد

حکم جلب کلمه‌ای است که در ادبیات اکثریت مردم استفاده می‌شود اما در علم حقوق به آن قرار یا دستور جلب گفته می‌شود.

در علم حقوق حکم به تصمیمی گویند که قاضی دادگاه درباره دعوایی که طرح شده و برای پایان دادن به اختلاف است.

حکم قاطع دعوا است یعنی با صادر شدن آن تکلیف دعوای طرح شده معلوم می‌شود با توجه به این شرح دستور و یا قرار جلب حکم نیست زیرا قاطع دعوا نیست.

ممکن است برای هر کسی اتفاق افتاده باشد که شخصی با ممانعت از پرداخت دین خود در حال بالا کشیدن مالتان باشد در این موضوع اولین فکری که ممکن است به ذهنتان برسد گرفتن حکم جلب بدهکار است.

اما خاطرتان باشد که در پرونده‌های کیفری قاضی با سرعت بیشتری حکم جلب متهم را صادر می‌‎کند و پرونده‌های حقوقی به زمان بیشتری نیاز دارد.

قرار جلب یا حکم جلب

قرار جلب در پرونده‌های کیفری دستوری است که قاضی پرونده صادر می‌کند که آنها در پیشگاه دادگاه حاضر شوند.

معمولاً قرار جلب در دوحالت صادر می‌شود بعضی وقت‌ها قاضی در روند اجرای حکم برای اینکه فرد را مجبور به اجرای حکم کند قرار جلب صادر می‌کند و در بعضی اوقات وقتی که فرد هنوز متهم نشده است قاضی برای تحقیقات بیشتر و رسیدگی به حکم، دستور جلب شخصی که از او شکایت شده است را صادر می‌کند.

البته در این خصوص هنوز مشخص نیست که فرد متهم است یا خیر. صرفاً اتهام متوجه وی است و تنها برای اینکه دلایلی برای متهم بودن بودن او موجود است قاضی این قرار را صادر می‌کند.

در چنین موردی ابتدا به ساکن متهم را به دادگاه فرا می‌خوانند؛ سپس اگر در دادگاه حاضر نشد برای رسیدگی او را جلب می‌کنند.

اما در دعاوی حقوقی طبق ماده ۲ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی، زمانی حکم جلب صادر می‌گردد که در زمان اجرای حکم، بدهکار مالی از خود معرفی نکند یا اینکه مالی از بدهکار معرفی نشود.

دستور جلب عادی و سیار

هر قاضی صرفاً در حوزه قضایی خود می‌تواند دستور جلب صادر کند.

برای نمونه کل استان اصفهان یک حوزه قضایی محسوب می‌شود و قاضی اصفهان صرفاً می‌تواند دستور جلب در حوزه اصفهان را داشته باشد.

در شرایطی که قرار است برای شخص دستور جلب صادر شود و آن شخص در خارج از حوزه قضایی باشد (نیابت)داده می‌شود.

دستور جلب نیز به دو شیوه اجرا می‌شود؛ در بعضی اوقات ممکن است قاضی پرونده دستور جلب را به یک کلانتری مخصوص بدهد که این نوع قرار جلب عادی است؛ ولی چنانچه  دستور جلب به تمامی کلانتری‌های حوزه قضایی داده شود به آن جلب سیار گفته می‌شود.

البته این دو نوع به فرد بستگی دارد که شکایت می‌کند و در دادگاه اعلام می‌کند که از محل زندگی یا مخفی‌گاه فرد آگاه است که در این صورت دستور جلب عادی صادر می‌شود.

در غیر این صورت چنانچه فرد اعلام کند که از محل زندگی و یا مخفی‌گاه فرد آگاهی ندارد یا آن فرد متواری است دستور جلب سیار صادر می‌شود.

به وسیله این دستور مدت‌دار شاکی می‌تواند در هر جا و هر نقطه‌ای که بدهکار را بیابد به وسیله مأمورین انتظامی او را دستگیر و تحویل دادگاه بدهد.

دستور جلب اهرم فشار ادای دین

در ارتباط با گرفتن دستور جلب در مورد پرونده‌های حقوقی باید ذکر کرد که هر گاه فرد برای طلب هر نوع مطالبه مالی خود به دادگاه شکایت کرد و حکم محکومیت بدهکار را از دادگاه گرفت باید درخواست اجرای حکم را به دادگاه ارایه دهد و پس از ان یکی از اموال بدهکار را به دادگاه معرفی کند.

گاهی ممکن است بدهکار مالی نداشته باشد و یا کسی که از او شکایت کرده مالی را معرفی نکرده که در این صورت ماده ۲ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های  مالی می‌توان استفاده کرد.

با استناد به این ماده ابتدا بدهکار به دادگاه احضار می‌شود و بعد از آن برای حضور وی در دادگاه حکم جلب صادر می‌شود.

فراموش نکنید که دستور جلب در مورد پرونده‌های حقوقی صرفاً برای ادای دین است و مجازات نیست چون در پرونده‌های حقوقی مجازات وجود ندارد؛ بنابر این حکم جلب حقوقی فقط اهرم فشار برای ادای دین حساب می‌شود.

دقت کنید که در طول رسیدگی به پرونده‌تان، شخصی که بدهکار است اگر اموالش را بفروشد یا فوت کند و یا از بین ببرد محلی برای نگرانی وجود ندارد.

زیرا اگر کسی که از او طلب دارید فوت کند می‌توانید طلب خود را از ورثه وی بگیرید.

و اگر از بین رفت و اعسار گرفت دادگاه بدهی او را تقسیط می‌کند و نیز اگر فرد بدهکار اموالش را به نام شخص دیگری کرده باشد اگر این کار بعد از شکایت باشد قابل قبول نیست و اموال او توقیف می‌شود ولی اگر قبل از شکایت باشد کار دشوار می‌گردد.

دادخواست حکم جلب وجود ندارد

ما دادخواستی به عنوان دادخواست حکم جلب در موارد حقوقی نداریم.

باید مطلع باشیم که هیچ شخصی نمی‌تواند به دادگاه رجوع کند و دادخواست حکم جلب بدهد فقط در موردی که حکم نهایی و قطعی صادر شد می‌توان درخواست حکم جلب داد.

بنابراین تا زمان اجرای حکم باید صبر کرد. برای محکومیت‌های مالی در پرونده‌های حقوقی از قبیل چک، نفقه و مهریه و…یکسان است. تنها فرقی که وجود دارد در دادخواست شکایت خود و نوع درخواست را می‌نویسد.

قرارهای مرتبط

در جرایم کیفری نوعی دستور جلب است که وقتی متهم از حضور خود در دادگاه ممانعت می‌کند برای مجبور کردن آن به حضور دستور جلب دادرسی صادر می‌شود که فرد مجبور به مراجعه به دادگاه شود.

وقتی شکایت در مورد کسی مطرح شد و تحقیقات در مورد او به انجام رسید بازپرس ممکن است چند تصمیم مختلف بگیرد و یکی از این‌ها ممکن است قرار منع تعقیب یا قرار منع پیگرد قانونی برای متهم صادر کند.

از دیگر قرارها قرار مجرمیت می‌باشد زمانی که مجرم بودن فرد برای بازپرس مشخص شد قرار مجرمیت صادر می‌شود و در ادامه آن را بازپرس به دادستان ارجاع می‌دهد جهت صدور کیفر خواست.

قرار خاص دیگری وجود دارد که در موارد مخصوص صادر می‌گردد و آن قرار موقوفی تعقیب است که در زمانی که متهم فوت کرده یا جرم وی مشمول مرور زمان شده باشد صادر می‌شود و به جهت دیگر قابل تعقیب نیست.

اعتراض به قرار منع تعقیب

در مواقعی که بازپرس برای متهم قرار منع تعقیب یا پیگرد صادر کند؛ یعنی ذکر کند که به دلیل وجود نداشتن دلایل کافی و جرم نبودن عملی که به او نسبت داده شده قابل تعقیب نیست حق تجدیدنظرخواهی و اعتراض برای شاکی  و دادستان وجود دارد.

در زمانی که شاکی یا دادستان از این قرار تقاضای اعتراض و تجدیدنظرخواهی کنند برای رسیدگی پرونده به دادگاه می‌رود.

دادگاه پس از بررسی موارد، اگر به این نتیجه برسد که متهم قابل تعقیب است و قرار باز پرس که دال بر غیر قابل تعقیب بودن متهم صادر شده صحیح نیست قرار باز پرس را نقض می‌کند و قرار جلب رسیدگی صادر می‌شود.

قرار جلب به دادرسی و یا رسیدگی به این معنی می‌باشد که دادگاه این تشخیص را می‌دهد که این پرونده باید دارای قرار مجرمیت و کیفر خواست باشد و همچنین قابل طرح در دادگاه است.

مطالب مرتبط
avatar
  تمایل دارم مرا مطلع کنید وقتیکه