مبانی عمومی قراردادهای نفتی

قراردادهای نفتی | وکیل امداد
۰ ۰ vote
Article Rating

مطالعه‌ی تاریخ نه چندان طولانی قراردادهای نفتی در قرن اخیر، مؤید آن است که قراردادهای نفتی، به زعم بسیاری از سیاست مداران و حقوقدانان، در واقع چهره‌ای از معارضه‌ی منافع شرکت‌های نفتی خارجی با منافع ملی دولت میزبان است.

چهره‌ای که به نظر برخی دیگر، امروزه به سمت مشارکت در تقسیم منفعت و یا توزیع متناسب منفعت سیر قهری داشته است.

در راستای تبیین این طرز تفکر و گرایش جدید به تقسیم و توزیع منفعت بین شرکت‌ نفتی خارجی و دولت میزبان معلوم گردد.

آنگاه مشخصات خاص قراردادهای نفتی را باید موضوع مطالعه‌ی خود قرار ‌دهیم، تا نحوه‌ی تأثیرگذاری مبانی نظری حاضر در قراردادهای نفتی و نیز، نحوه‌ی تأثیری که در روش تقسیم خطرات مالی ناشی از عملیات اکتشافی و توسعه و میزان مداخله‌ی دولت میزبان در انجام عملیات اکتشافی و توسعه‌ای تبلور می‌یابد؛ مورد امعان نظر قرار گیرد.

قراردادهای نفتی و تعادل قراردادی

از لحاظ تاریخی و به رغم جذابیت تئوری مشارکت یا توزیع متناسب منفعت بین شرکت نفتی خارجی و دولت میزبان، از دیدگاه شرکت‌های نفتی خارجی تأمین منفعت به عنوان هدف اصلی تلقی می‌گردد و این تأمین منفعت جز در قالب ثبات معاملاتی متصور نیست.

ثبات به این معناست که شرکت نفتی خارجی سرمایه گذار، در فضای حقوقی، قراردادی، مالی و اقتصادی قرار گیرد تا انجام عملیات اکتشاف، توسعه، تولید و انتقال نفت و گاز به پایانه‌ها و سرانجام عرضه‌ی آن به بازار فروش متضمن منافع مالی ثابت و قابل پیش‌بینی برای وی باشد.

در مقابل دولت میزبان نیز، در مقام حفظ منافع ملی خود بر می‌آید و در این راستا، نظارت دقیق بر انعقاد قراردادهای نفتی و نحوه‌ی اجرای آن را در راستای اعمال حاکمیت ملی خود بر منابع زیرزمینی می‌داند.

براین اساس سعی در تدوین ساختاری می‌نماید که نسبت به تأمین منافع ملی از طریق نظارت بر اجرای قراردادهای نفتی و امکان فسخ قراردادها اقدام کند.

بر این اساس، بررسی نحوه‌ی تأمین ثبات برای شرکت‌های نفتی خارجی از یک طرف و نحوه‌ی تأمین حاکمیت ملی دولت میزبان بر منابع نفتی خود از طرف دیگر دارای اهمیت زیادی است.

مطالب مرتبط
تمایل دارم مرا مطلع کنید وقتیکه
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments